X
تبلیغات
رایتل

شهرداری نراق

پرتال موقت اطلاع رسانی شهرداری نراق

دلم برای شهر نراق تنگ شده

نامه ای از یک دانشجو-دلم برای شهر نراق تنگ شده
محمد صالح دادخواه <saleh_dadkhah@yahoo.com>

با سلام به مردم خوب ومهربان وباصفای نراق.محمد صالح دادخواه هستم،دانشجوی رشته اقتصاد ورودی سال 1379-چون ارتباط خیلی خوبی با مردم نراق داشتم وخیلی از بچه های نراق از دوستان خیلی خوب من بودن ، اکثرا منو به اسم صالح،،دانشجوی اهل شمال کشور میشناختن،دلم خیلی هوای کوچه باغی نراق نو رو کرده مخصوصا الان که فصل چاقاله هم هست.باور نمیکنین اشکم داره در میاد.خدا شاهده هر وقت خواستم عکسهای دوران دانشجویی و شهر نراق را نگاه کنم حالم بد شد و نتونستم.اکثر شبها با یاد شبهای خنک نراق میخوابم.یادش بخیر-5 سال مستآجر خونه حاج علیرضا رمضانی (لحاف دوز) بودم.طوریکه مثل پدر بزرگ ومادر بزرگم دوستشون داشتم واونها هم همینطور به من محبت داشتن.با خبر شدم حاجیه خانوم باشی،همسر حاجی فوت کردن.خیلی گریه کردم.نگران حاجی هستم.چون شنیدم حالشون خوب نیست.از خدا براشون سلامت وطول عمر با عزت مسئلت میکنم.خبر فوت جانباز حسین حیدری هم خیلی ناراحتم کرد.حسین هم همسایه وهم دوست خیلی خوبم بود.یادش بخیر.اگه تونستم عکسهایی رو که با حسین دارم رو براتون میفرستم.
یادش بخیر.بچه های نراق حتما گروه ما رو یادشون هست.
من و علی قجری،علی پاشا شیرین کار،حمید صنمبر،حمید موسوی،امیر شایان،سیاوش ارجمند پور،مهدی اکبری،رضا دنبه،روح ا...حبیبی،......یادش بخیر،جز علی قجری از بقیه دوستام خبری ندارم.دلم برای یک یکشون تنگ شده،بعنی خیلی برام عجیبه.من از شمال کشور از شهز شهسوار،شهری که اطرافش پره ار کوه و جنگل و درخت ودریا وسرسبزی وطراوت،اومدم نراق ،شهری که اکثر جاهاش کویر بود وخونه هاش خشت وگلی،شهری که تو اون سالها نه مغازه ای داشت ونه سینما ونه پارک و. نه بیمارستان،حتی روزنا مه هم هر چند روز میومد،با مردمانی که اغلب پیر مرد وپیر زن بودن وشورو حال ما جوونها رو تحمل نمیکردن.خیلی وقتها دعوامون میکردن.یادمه من موهان خیلی بلند بود.روهای اولی که اومدم نراق یه شبی مأموران پاسگاه نراق که فرماندش یه کردی بود منو بازداشت کردن و بردن پاسگاه.باور نمیکنین فکر میکردن من دختر فراری هستم که خودم رو به شکل دختر درآوردم.سرتون رو درد نیارم.مجبورم کردن موهام رو همونجا کوتاه کنم.بگذریم خیلی گریه کردم ولی الان از بهترین خاطرات زندگیم محسوب میشه.ولی با تمامی این اوصاف آرزو دارم یه بار دیگه با اون گروه دوستام یه پنج ،شش سال دیگه برگردیم خونه علی قجر تو نراق روبرو خونه سلطان،کوچه باریک روبرو خونه اکبر گلی،یا همون اکبر حیدری که اون موقع یه مینی بوس اوی کو داشت، و یه دوره شش ساله دیگه درس بخونیم.باور نمیکنین اکثر بچه های گروه ما دوره چهار ساله کارشناسی رو تو شش یا هفت سال تموم کردن.از بس بهمون خوش میگذشت.یادش بخیر.خلاصه خیلی خوشحالم که دارم به شهر خاطرات خوش جوونیم ایمیل میزنم.امیدورام یه بار دیگه بیام واز نزدیک نراق رو ببینم.میدونم نراق اون نراق چهارده سال پیش نیستوشاید خیلی از اون آدمهایی اون موقع از دنیا رفته باشن..ولی بازهم یه بار دیگه دیدن نراق آرزومه.خواهش میکنم سلامم رو به به دوستای خوب نراقیم مخصوصا محمد حسینی ،حسین ابراهیمی ،محمد رجبی، احمد عضائیی، مهدی اکبری ،امیر خسروی-و .....برسونین.یا علی مدد.

پاسخ  جناب آقای دادخواه  به درجه نامه خود در سایت  شهرداری نراق

ضمن عرض سلام وبا آرزوی توفیق روز افزون برای شما شهردار محترم و پر تلاش شهر زیبای نراق
شهریور ماه سال 78،روزی که خبر قبولی خودم در دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق را در روزنامه دیدم،برای پیدا کردن نراق ،ناچار به سراغ نقشه ایران رفتم.برایم جای تعجب داشت چگونه شهری که نیم ساعت تا کاشان،یک ساعت تا قم،دو ساعت ونیم تا تهران،دو ساعت تا اصفهان یک ساعت ونیم تا اراک ،بیست دقیقه تا محلات فاصله دارد اینگونه به دور از چشم مردم جا گرفته است.
ولی بعد  از 6/5 سال!!!ترم 13!!! ،هنگام وداع با نراق گویی از زادگاه مادری خود دل میکندم.نراق همیشه خاطراتی از  برایم یاد آور کوچه باغهای نراق نو،کوه همیشه استوار اول،بیابانهای بالای دانشگاه،گردنه مسلم شوشی،غنات وسردایه های داخل بازارچه، وبوی خاک پاک نراق بعد از هر بارش اندک باران را به همراه دارد.
یاد دوستان خوبم در نراق به خیر،حسین ابراهیمی ،حسین بندری ،رضا اکبری آرایشگر ،امیر خسروی وبرادر مرحومش،آزاده وشهید زنده نراق اکبر حیدری ،دوست بسیار خوبم جانباز شهید حسین حیدری که  با شنیدن خبر درگذشت وی از طریق سایت نراق ساعتها گریستم،تنها صاحب خانه این سالهای من که الحق والانصاف چیزی کمتر از پدر ومادر برایم کم نگذاشتند ،مرحوم حاج علیرضا رمضانی لحاف دوز وهمسر مرحومه ایشان باشی خانم که ان شاالله روحشان قرین رحمت بوده وبا اولیا واوصیا محشور  باشند،مهدی اکبری دوست دانشجوی من که ساکن تهران هستند ،اصغر آقا و علی الخصوص احمد آقا و آقا رضا و علی اشرف عضائی رانندگان اتوبوس تهران نراق و....همیشه در خاطرم زنده وجاودان خواهند بود.
جناب مرادی عزیز به خدا قسم آرزو دارم یک بار دیگر به نراق برگردم ویک هفته ای را در نراق زندگی کنم.سلام مرا به همه مردم خوب و با صفای نراق و بویژه دوستان خوبم برسانید.
محمد صالح دادخواه
از با سابقه ترین دانشجویان دانشگاه آزاد نراق
سردبیر حال حاضر سایت تحلیلی خبری تنکابن 24 و خبرنگار خبرگزاری مهر و هفته نامه ترنم شمال
شماره تماس-093528276806
دوستان دانشجو
محمد صالح دادخواه-علی قجری-علی پاشا شیرینکار-حمید صنمبر-حمید موسوی-امیر شایان-سیاوش ارجمند پور-مهدی اکبری-رضا دنبه-روح ا...حبیبی-پوریا یوسف شاهی-رضا خرسندی-


تاریخ ارسال: شنبه 14 فروردین 1395 ساعت 09:47 | نویسنده: م. مرادی نراقی | چاپ مطلب
نظرات (6)
چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 08:04
محمد صالح دادخواه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ضمن عرض سلام وبا آرزوی توفیق روز افزون برای شما شهردار محترم و پر تلاش شهر زیبای نراق
شهریور ماه سال 78،روزی که خبر قبولی خودم در دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق را در روزنامه دیدم،برای پیدا کردن نراق ،ناچار به سراغ نقشه ایران رفتم.برایم جای تعجب داشت چگونه شهری که نیم ساعت تا کاشان،یک ساعت تا قم،دو ساعت ونیم تا تهران،دو ساعت تا اصفهان یک ساعت ونیم تا اراک ،بیست دقیقه تا محلات فاصله دارد اینگونه به دور از چشم مردم جا گرفته است.
ولی بعد از 6/5 سال!!!ترم 13!!! ،هنگام وداع با نراق گویی از زادگاه مادری خود دل میکندم.نراق همیشه خاطراتی از برایم یاد آور کوچه باغهای نراق نو،کوه همیشه استوار اول،بیابانهای بالای دانشگاه،گردنه مسلم شوشی،غنات وسردایه های داخل بازارچه، وبوی خاک پاک نراق بعد از هر بارش اندک باران را به همراه دارد.
یاد دوستان خوبم در نراق به خیر،حسین ابراهیمی ،حسین بندری ،رضا اکبری آرایشگر ،امیر خسروی وبرادر مرحومش،آزاده وشهید زنده نراق اکبر حیدری ،دوست بسیار خوبم جانباز شهید حسین حیدری که با شنیدن خبر درگذشت وی از طریق سایت نراق ساعتها گریستم،تنها صاحب خانه این سالهای من که الحق والانصاف چیزی کمتر از پدر ومادر برایم کم نگذاشتند ،مرحوم حاج علیرضا رمضانی لحاف دوز وهمسر مرحومه ایشان باشی خانم که ان شاالله روحشان قرین رحمت بوده وبا اولیا واوصیا محشور باشند،مهدی اکبری دوست دانشجوی من که ساکن تهران هستند ،اصغر آقا و علی الخصوص احمد آقا و آقا رضا و علی اشرف عضائی رانندگان اتوبوس تهران نراق و....همیشه در خاطرم زنده وجاودان خواهند بود.
جناب مرادی عزیز به خدا قسم آرزو دارم یک بار دیگر به نراق برگردم ویک هفته ای را در نراق زندگی کنم.سلام مرا به همه مردم خوب و با صفای نراق و بویژه دوستان خوبم برسانید.
محمد صالح دادخواه
از با سابقه ترین دانشجویان دانشگاه آزاد نراق
سردبیر حال حاضر سایت تحلیلی خبری تنکابن 24 و خبرنگار خبرگزاری مهر و هفته نامه ترنم شمال
شماره تماس-093528276806
دوستان دانشجو
محمد صالح دادخواه-علی قجری-علی پاشا شیرینکار-حمید صنمبر-حمید موسوی-امیر شایان-سیاوش ارجمند پور-مهدی اکبری-رضا دنبه-روح ا...حبیبی-پوریا یوسف شاهی-رضا خرسندی-
پاسخ:
سلام جناب آقای دادخواه . طرحی داریم برای بازگشت دانشجویانی مانند حضرتعالی که به نراق تعلق خاطر دارید . یکی دو عدد از خانه های تاریخی نراق در حال تعمیر و تبدیل شدن به مرکز اقامتی هستن . افراد زیادی مانند حضرتعالی تماس گرفتن و درخواست داشتن که بتوانند در نراق برای مدت کوتاهی اقامت داشته باشند . به محض راه اندازی این مراکز اطلاع رسانی خواهیم کرد . قطعا این طرح مورد توجه دانشجویان قرار خواهد گرفت و همیشه این مراکز اقامتی پر خواهد بود .
سه‌شنبه 17 فروردین 1395 23:19
اکبر حیدری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
با سلام خدمت جناب دادخواه
اکبر حیدری هستم خیلی مشتاقم باهم صحبت کنیم
حتما نراق تشریف بیارید
٠٩١٨٨٦٦١٣٢٤
سه‌شنبه 17 فروردین 1395 19:37
حسین موسوی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام صالح جان ،،،من نوه حاج علیرضا هستم ،،،حاجی یک ساله عمرشو داده به شما،،،خیلی خوشحال شدم ،،اتفاقا چند سال پیش که حاجی سر حال بود همیشه تعریفت رو میکرد،،،،مشتاق دیدار ،،،،،،،
دوشنبه 16 فروردین 1395 00:53
محمد ح
امتیاز: 0 0
لینک نظر
واقعا باید به این جوان افتخار کرد ک انقد جوان مرد هس
یکشنبه 15 فروردین 1395 16:50
ملیحه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام آقای دادخواه من کاملا شما را یادمه ولی مطمئنم شما منو نمیشناسی چون مامانتون وقتی می اومد خونه مامان بزرگم یادمه. متاسفم ک میخوام بگم آقای رمضانی فوت کرده من نوه آقای حیدری ک ته کوچه خونشون بود هستم یعنی دقیقا درخونه مامان بزرگم وشما روبه رو هم بود
یکشنبه 15 فروردین 1395 15:08
مسعود گلی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام خوبی آقا صلاح .من نوه حاج علیرضا هستم حاجی 1 ساله به رحمت خدا رفته.دل نوشتت رو خوندم واقعا خوشحال شدم که با گذشت زمان هنوز هم یاد نراق و پدر بزرگ و مادر بزرگ من هستین که اونا همیشه از شما به خوبی یاد میکردن و شمارو مثل پسر خودشون دوس داشتن امیداورم در پناه خداوند موفق باشید.
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد